غلامحسين افضل الملك

187

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

هروز داراى بيست خانوار است . خانه‌هاشان از سنگ ساخته شده است مسجد و حمامى هم در اينجا داير است . آب از هر طرف جارى است . خيلى باصفا است . درختان بسيار كهن و بلند در اينجا است . زردالو و انگور و بعضى ميوه‌جات در اينجا يافت مىشود . نان خوبى در اينجا مىپزند . اهلش سالم و ملايم و فقير هستند . دو كارخانهء قالىبافى در اينجا داير است . در آنجا بنظاره رفتم قالىهاى خوب ديدم كه بدار كشيده مىبافتند . خوش نقش و نگار بود . لكن به خوبى اهل راور نمىبافتند سر عرش و هروز جزء بلوك « كهپايه » است و هوايش ييلاقى است . حاجى محمد ابراهيم كرمانى كاروانسراى بسيار خوبى كه تمامش از سنگ است در اينجا براى آسايش زوار ساخته است كه از سرما و گرما محفوظ باشند . اين حاجى محمد ابراهيم در منازل اطراف كرمان بسى رباطات و خانات ساخته است . و اين مرد همان است كه در ذيل شرح منزل دربند چند سطرى از او نگاشتم . خداوندش رحمت كناد . شب سه‌شنبهء بيست و يكم از منزل هروز به طرف « سرآسيا » حركت كرديم . مسافت راه را گويند هفت فرسخ است لكن شش فرسخ است . كوههاى بين راه كه در دو طرف جاده است سرسبز و خرم و خنك و شمال‌گير است . تا دو فرسخ كه ميروى در سر كوهها درختهاى بادام بطور تراكم بر سرپا و سرسبز است . اين بادام‌ها بادام كوهى است غير از بادامى است كه در شهرها مىآورند بعد سه ده پهلوى هم ديده مىشود كه اسامى آنها از اين قرار است : « ترك نو » ، « راه كوه » ، « كنوكرم » كه جزء كهپايه است . بعد قريهء « سارج » و بعد از آن قريه‌ايست كه موسوم به « ده گبر » است . بعد كه از دره‌ها گذشتى سر سه فرسخى دهنهء شام است . و از آن پس اول « چترود » است كه آبش جارى است و بعد « هوتك » است كه آب آن هم در كنار جاده روان است و بعد از هوتك قريهء سرآسيا است كه آب آنجا چندين آسيا را مىگرداند . نزديك طلوع آفتاب بقريهء سرآسيا رسيديم و در كاروانسراى آنجا منزل كرديم . كاروانسراى اينجا را حاجى ابراهيم كرمانى پسر حاجى اللّه ويردى ساخته است . از مشهد